استاد شفیعی مطرح کرد؛

امامت و ولایت «قسمت سوم»

روشن است که بدون داشتن حکومت دینی نمی ‌توان عدالت را در جامعه محقّق ساخت (هدف اوّل)، و طاغوت را نابود کرد و توحید را در همۀ ابعادش و در حیات فردی و اجتماعی انسان‌ ها حاکم کرد (هدف دوم)، و تعلیم و تربیت و تزکیۀ نفس را فرا گیر کرد (هدف سوم).

 

استاد محمد حسن شفیعی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به ادامه گفتگو در موضوع «امامت و ولایت» پرداخت.

 

نکتۀ دهم؛ حكومت دینی در ادیان گذشته:

استاد شفیعی در این گفتگو به نکته دهم در باب موضوع امامت و ولایت، یعنی حکومت دینی در ادیان گذشته پرداخت.

 

وی در ابتدا خاطرنشان کرد: به مناسبت بحثی که در نکته پیشین، یعنی عدم جدایی دین از سیاست، مطرح کردیم، برای ردّ دیدگاه نبودن اندیشه حکومت دینی در ادیان گذشته، به طور گذرا به این بحث اشاره می‌کنیم؛ چرا که برخی می ‌خواهند به این بهانه دین اسلام را نیز به سایر ادیان قیاس کنند و چنین نتیجه بگیرند که پس در اسلام نیز دین از سیاست جداست، در حالی که اصل مبنا باطل و دروغ است؛ زیرا اندیشۀ حکومت دینی توسّط انبیای گذشته نیز مطرح بوده و آنان از جانب خدا موظّف به تشکیل حکومت دینی بوده‌اند و اساساً مقدّمۀ تحقّق اهداف آنها تشکیل حکومت دینی بوده است؛ از این رو منطقی نیست که نسبت به این وظیفه خویش و در برابر این مقدمۀ مهمّ بی ‌تفاوت بوده باشند.

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: برای اثبات این مدّعا به چند دلیل کلّی استدلال می‌کنیم:

 

دلیل اوّل؛ عقل:

استاد شفیعی در ادامه بیان کرد: به حکم عقل «هدایت خلق توسّط خداوند» ضرورت دارد. همچنین، به حکم عقل با توجّه به این که خداوند جسم نیست که روی کره زمین بیاید و ما را هدایت کند، قطعاً «هادی»‌ای با عنوان پیامبر یا امام نصب می‌ کند که معصوم و به دور از جهالت، خطا و گناه است و وظیفه دارد در تمام اُمور مورد نیاز بشر، از جمله هدایت در اُمور اجرایی و سیاسی و حکومتی، که مهم ‌ترین چالش و دغدغه انسان ‌ها و موضوع جنگ‌ ها و مایه پدید آمدن نزاع‌ ها و کشمکش‌ های بسیار است، مردم را هدایت کند. حال آیا این حکم عقل تخصیص بردار است و شامل اُمّت‌ های گذشته نمی‌ شود؟!

 

دلیل دوم؛ عمومات موجود در فرمول قرآنی مذكور:

وی افزود: از فرمول قرآنی مذکور (آیات هدایت، خلافت، و ولایت) به خوبی استفاده می‌ شود که ذوق و روحیه خدا این است که مؤمنان و در رأس آنان انبیاء و امامان، حکومت را به دست بگیرند و تمام اُمور مردم اعمّ از قانون، قضاوت و اجرا را عهده دار شوند! حال، آیا در میان اُمّت ‌های گذشته این روحیّه و ذوق الهی کور شده و وجود نداشته و ناگهان در دوران رسالت رسول اسلام چنین ذوقی پیدا شده است؟! برای نمونه از آیۀ ولایت به خوبی می ‌توان به این ذوق پی برد: (إِنَّما وَلِیُّكُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ و َیُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ). (مائده: 55) [سرپرست و دوست شما فقط خدا و رسول اوست و مؤمنانى [مانند على بن ابى‏ طالب ‏اند] كه همواره نماز را برپا مى‏دارند و در حالى كه در ركوعند [به تهيدستان‏] زكات مى‏ دهند.]

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: در ضمن فرمول قرآنی مذکور به معادلۀ هدایت اشاره کردیم، که در این معادله نیز با توجّه به عموم زمانی و اطلاق افرادی واژۀ «هدایت» روشن می‌شود: سنّت خدا درطول تاریخ چه پیش از پیامبر اسلام و چه پس از آن تا روز قیامت، این است که بشر را در تمام زمینه ‌ها، از جمله مسائل حکومتی و سیاسی، به حال خود رها نکرده و آنان را از طریق قرار دادن انبیاء و امامان معصومِ منصوب در رأس حکومت، هدایت می‌ کند.

 

 دلیل سوم؛ آیاتی كه پذیرش حكومت دینی را لازمۀ ایمان می‌دانند:

استاد محمد حسن شفیعی خاطرنشان کرد: در برخی از آیات، خداوند تصریح می‌ کند که پذیرش حکومت دینی لازمه و بایستۀ ایمان است؛ به گونه ‌ای که اگر شخصِ مدّعی ایمان، حکومت دینی پیامبر را نپذیرد، کشف می‌ شود که اساساً او مؤمن واقعی نیست و فقط ادّعای ایمان دارد؛‌ مانند آیۀ: (فَلا وَرَبِّكَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّى یُحَكِّمُوكَ فِیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لَا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلِیماً) (نساء: 65) [ نه چنین است؛ به پرودگارت سوگند، كه ایمان (واقعى) نمى ‌آورند، مگر زمانى كه در مشاجرات و نزاع‌ هاى خود، تو را داور قرار دهند، و در دل خود هیچ‌ گونه احساس ناراحتى از قضاوت تو نداشته باشند، و كاملاً تسلیم باشند].

 

و آیۀ: (مَا کانَ لِمُؤْمِنٍ وَلا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللهُ وَرَسُولُهُ أَمْراً أَنْ یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ یَعْصِ اللهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالاً مُبِیناً) (احزاب: 36) [هیچ مرد و زن با ایمانی حقّ ندارد هنگامی که خدا و پیامبرش امری را لازم بدانند، اختیاری (در برابر فرمان خدا) داشته باشد؛ و هر کس نافرمانی خدا و رسولش را کند، به گمراهی آشکاری گرفتار شده است!].

 

وی در ادامه بیان کرد: این دو آیه، هر چند که دربارۀ پذیرش حکومت پیامبر اسلام است و مسلمانان را مورد خطاب قرار می‌دهند، لکن کلیدْ واژۀ آنها «ایمان» است و از این واژه استفاده می‌ شود که ایمان به خدا چنین اقتضا می‌ کند که انسان مؤمن، حکومت پیامبر را بپذیرد؛ زیرا کسی که به قلب ایمان دارد و حقیقتاً ولایت و حکومت خدا را پذیرفته، باید بدون حصر و استثنا در تمام اُمور زندگی خود اعمّ از قانون، قضاوت و اجرا (مسائل حکومتی و سیاسی) تحت ولایت خدا باشد.

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: حال آیا این استدلال، به اُمّت خاصّی اختصاص دارد؟! آیا چنین تصوّر می‌شود که در اُمّت ‌های گذشته، ضرورتی نداشته باشد که انسان مؤمنِ به خدا، در مسائل حکومتی و سیاسی تحت ولایت و حکومت خدا باشد؟! آیا تصوّر می‌شود که پیروان هر پیامبری، مدّعی ایمان به خدا و ایمان به آن پیامبر باشند، ولی حکومتشان دینی نباشد و خود را موظّف ندانند که در مسائل سیاسی و حکومتی دستورات خدا و پیامبرش را پیاده کنند؟!

 

 دلیل چهارم؛ آیه‌ ای كه حكومت اسلامی را غایت نزول قرآن می‌ داند:

استاد محمد حسن شفیعی اضافه نمود: خداوند در قرآن تصریح می‌ کند که غایت و هدفِ نزول قرآن، حکومت رسول خدا میان مردم است، و هدف از تشکیل حکومت اسلامی هم این است که بساط خیانت و ظلم برچیده شود و دستگاه عدالت و امانت برقرار شود؛ آن جا که می ‌فرماید: (إِنّا أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الْکِتابَ بِالحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ بِما أَراکَ اللهُ وَلا تَکُنْ لِلْخائِنینَ خَصِیماً) (نساء: 105) [ما این كتاب را به حقّ بر تو نازل كردیم تا میان مردم به (موجب) آنچه خدا به تو آموخته داورى كنى، و زنهار جانبدار خیانتكاران مباش].

 

وی افزود: حال آیا این غایت اختصاص به قرآن دارد و شامل سایر کتاب‌ های آسمانی نمی ‌شود؟! بی گمان خداوند در میان اُمّت ‌های گذشته نیز کتاب ‌های آسمانی را با این هدف نازل می‌ کرده است که مردم با دستورات کتاب آسمانی، زیر نظر پیامبر یا وصیّ او، جامعۀ خویش را اداره کنند، و دلیلی وجود ندارد بر این که این غایت اختصاص به قرآن و اُمّت اسلامی داشته باشد.

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: به زودی در ذیل آیۀ (25) سورۀ حدید خواهیم گفت که بر اساس این آیه، هدف از ارسال تمام رسولان و انزال تمام کتاب‌ های آسمانی، آن است که مردم با استفادۀ از آهن در جهاد فی سبیل اﷲ در راه برقراری عدالت اجتماعی تلاش کنند. و روشن است که برقراری عدالت اجتماعی و انجام جهاد در راه خدا، جز در سایۀ حکومت دینی امکان ندارد.

 

 دلیل پنجم؛ آیات خاصّه دربارۀ خصوص انبیای گذشته:

استاد شفیعی خاطرنشان کرد: در کنار عمومات مذکور، چند دسته از آیات قرآن نیز دربارۀ خصوص انبیای گذشته‌ اند که با کنار هم قرار دادن آنها پی می‌ بریم که اندیشۀ حکومت دینی توسّط آنها هم مطرح بوده و آنان نیز از سوی خداوند موظّف بوده‌ اند که حکومت دینی تشکیل دهند، هر چند که بیشتر آنها به خاطر ظلم طاغوت زمان و حاضر نبودن مردم در صحنه، موفّق به تشکیل حکومت دینی نشدند. در ادامه به اهمّ آن آیات، به ترتیب منطقی پرداخته می شود.

 

دستۀ اوّل؛ آیاتی كه هدف بعثت انبیا را بیان می‌كنند:

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: پاره ‌ای از آیات، اهدافی را برای بعثت انبیا ذکر می‌ کنند که مقدّمۀ تحقّق آنها تشکیل حکومت دینی است؛ از این رو، منطقی نیست که نسبت به این مقدّمه بی ‌تفاوت بوده باشند؛ زیرا به حکم عقل، مقدّمۀ واجب، واجب است.

 

وی افزود: اهمّ آن اهداف از این قرارند:

الف - برقراری عدالت اجتماعی:

استاد شفیعی در توضیح این مطلب به این آیه شریفه اشاره نمود؛ آیۀ: (لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَأَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَالْمِیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنْزَلْنَا الحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَمَنافِعُ لِلنَّاسِ وَلِیَعْلَمَ اللهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَیْبِ إِنَّ اللهَ قَوِىٌّ عَزِیزٌ) (حدید: 25) [ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب (آسمانی) و میزان (شناسایی حقّ از باطل) نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند؛ و آهن را نازل کردیم که در آن نیروی شدید و منافعی برای مردم است، تا خداوند بداند چه کسی او و رسولانش را یاری می‌ کند بی ‌آنکه او را ببینند؛ خداوند قوّی و شکست ‌ناپذیر است].

 

وی اضافه نمود: بر اساس این آیه، غایت ارسال رُسُل و انزال کتب این است که مردم با استفادۀ از آهن در جهاد فی سبیل اﷲ در راه برقراری عدالت تلاش کنند و در این راستا خدا و رسولانِ او را یاری کنند. حال، بدیهی است که جهاد بدون حکومت کارایی لازم را ندارد، نیز تحقّق کامل عدالت در جامعه توسّط مردم بدون تن دادن به حکومت دینی امکان ندارد.

 

 ب - دعوت به توحید و دوری از طاغوت:

این استاد حوزه علمیه قم افزود: یکی از اهداف بعثت انبیا دعوت به توحید، یعنی ولایت خدا، و دوری از طاغوت یعنی نپذیرفتن ولایت غیر خداست: (وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِی كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ) (نحل: 36) [ و همانا ما در میان هر امّتى پیامبرى را برانگیختیم (تا به مردم بگویند) كه خدا را بپرستید و از طاغوت (و هر معبودى جز خدا) دورى نمایید]. حال روشن است که این هدف نیز بدون تشکیل حکومت، جهاد در راه خدا و اِعمالِ قدرت امکان تحقّق ندارد.

 

 ج - تعلیم و تربیت، تزكیۀ نفس، و رهایی از زنجیر‌های اسارت:

استاد محمد حسن شفیعی در این مورد به چند آیه شریفه اشاره نمود:

این آیه از زبان حضرت ابراهیم و اسماعیل هنگام ساخت خانۀ خدا: (رَبَّنَا وَ ابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیاتِکَ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَ  الْحِکْمَةَ وَ یُزَکِّيهِمْ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الحَکِیمُ‌) (بقره: 129) [پروردگارا! در میان آنها پیامبری از خودشان برانگیز تا آیات تو را بر آنان بخواند، و آنها را کتاب و حکمت بیاموزد و پاکیزه کند؛ زیرا تو توانا و حکیمی (و بر این کار، قادری)!»].

 

همچنین، این آیه دربارۀ هدف از بعثت پیامبر اسلام: ( کَمَا أَرْسَلْنَا فِیکُمْ رَسُولاً مِنْکُمْ یَتْلُو عَلَیْکُمْ آیاتِنَا وَیُزَکِّیکُمْ وَیُعَلِّمُکُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَیُعَلِّمُکُمْ مَا لَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُونَ) (بقره: 151) [همان‌ گونه (که با تغییر قبله، نعمت خود را بر شما کامل کردیم،) رسولی از خودتان در میان شما فرستادیم؛ تا آیات ما را بر شما بخواند؛ و شما را پاک کند؛ و به شما، کتاب و حکمت بیاموزد؛ و آنچه را نمی‌ توانستيد كه بدانید، به شما یاد دهد].

 

 نیز این آیه: (الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّی الَّذِی یَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِنْدَهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِیلِ یَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَاهُمْ عَنِ المُنْکَرِ وَیُحِلُّ لَهُمُ الطَّیبَاتِ وَیُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الخَبَائِثَ وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیهِمْ فَالَّذِینَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ أُولٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) (اعراف: 157) [همان‌ ها که از فرستاده (خدا)، پیامبر «اُمّی» پیروی می‌ کنند؛ پیامبری که صفاتش را، در تورات و انجیلی که نزدشان است، می‌ یابند؛ آنها را به معروف دستور می‌ دهد، و از منکر باز می دارد؛ اشیای پاکیزه را برای آنها حلال می‌شمرد، و ناپاکی‌ها را تحریم می‌کند؛ و بارهای سنگین، و زنجیرهایی را که بر آنها بود، (از دوش و گردنشان) بر می‌دارد؛ پس کسانی که به او ایمان آوردند، و حمایت و یاریش کردند، و از نوری که با او نازل شده پیروی نمودند، آنان رستگارانند].

 

نتیجه:

استاد محمد حسن شفیعی خاطرنشان کرد: روشن است که بدون داشتن حکومت دینی نمی ‌توان عدالت را در جامعه محقّق ساخت (هدف اوّل)، و طاغوت را نابود کرد و توحید را در همۀ ابعادش و در حیات فردی و اجتماعی انسان‌ ها حاکم کرد (هدف دوم)، و تعلیم و تربیت و تزکیۀ نفس را فرا گیر کرد (هدف سوم)؛ از این رو، امروزه برای هر یک از اهداف فوق وزارتخانه‌ هایی قرار می‌ دهند.

 

 دستۀ دوم؛ آیاتی كه احكام اجتماعی آیین انبیا را بیان می‌كنند:

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: احکامی مانند امر به معروف و نهی از منکر(به معنای گستردۀ آن)، جهاد، قضا، و... که بدون تشکیل حکومت امکان پذیر نیستند. پس این احکام، به دلالت التزامی دلالت می‌ کنند بر این که خداوند از باب مقدّمه، وجود یک دولت قوی را برای اجرای این احکام در جامعه ضروری می ‌داند؛ مانند آیۀ: (الَّذِینَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فىِ الْأَرْضِ أَقَامُواْ الصَّلَاةَ وَءَاتَوُاْ الزَّكَاةَ وَأَمَرُواْ بِالمَعْرُوفِ وَنَهَوْاْ عَنِ المُنكَرِ) (حج: 41) [كسانى كه اگر آنان را در زمین به قدرت رسانیم، نماز بر پا مى دارند و زكات مى دهند و (دیگران را) به خوبى‌ها دعوت مى كنند و از بدى ‌ها باز مى دارند].

 

 دستۀ سوم: آیات قوّت و قدرت:

استاد شفیعی افزود: برخی از آیات به انبیاء دستور می ‌دهند تا با قوّت و قدرت در جهت تحقّق اهداف خود گام بردارند؛ مانند این آیه خطاب به حضرت یحیی: (یَا یَحْیَى خُذِ الْكِتَابَ بقُوَّةٍ وَآتَیناهُ الحُكْمَ صَبِیّاً) (مریم: 12) [‌ای یحیی، کتاب (تورات یا همۀ کتاب‌ های آسمانی گذشته) را با قوّت و نیرو بگیر، و ما او را در حال کودکی حکمت عطا کردیم].

 

و این آیه خطاب به حضرت موسی: (قَالَ یَا مُوسَى إِنِّی اصْطَفَیْتُکَ عَلَى النَّاسِ بِرِسَالاَتِی وَبِکَلاَمِی فَخُذْ مَا آتَیْتُکَ وَکُنْ مِنَ الشَّاکِرِینَ‌ * وَکَتَبْنَا لَهُ فِی الْأَلْوَاحِ مِنْ کُلِّ شَی‌ءٍ مَوْعِظَةً وَتَفْصِیلاً لِکُلِّ شَی‌ءٍ فَخُذْهَا بِقُوَّةٍ وَأْمُرْ قَوْمَکَ یأْخُذُوا بِأَحْسَنِهَا سَأُرِیکُمْ دَارَ الْفَاسِقِینَ‌) (اعراف: 144) [(خداوند) فرمود: «ای موسی! من تو را با رسالت ‌های خویش، و با سخن‌گفتنم (با تو)، بر مردم برتری دادم و برگزیدم؛ پس آنچه را كه به تو داده‌ام بگیر و از شکرگزاران باش!» * و برای او در الواح اندرزی از هر موضوعی نوشتیم، و بیانی از هر چیز کردیم؛ پس آن را با جدّیّت بگیر! و به قوم خود بگو: «به نیکوترین آنها عمل کنند! (و آنها که به مخالفت برخیزند، کیفرشان دوزخ است؛) و به زودی جایگاه فاسقان را به شما نشان خواهم داد!»].

 

و این آیه خطاب به بنی اسرائیل: (خُذُوا ما آتَیْنَاكُمْ بِقُوَّةٍ) (بقره: 63 و ...) [(از آنها پیمان گرفتیم و گفتیم:) آنچه را (از احکام و دستورها) به شما داده ‌ایم، با قوّت (و جدّیّت) بگیرید!].

 

وی اضافه نمود: بی گمان، گام برداشتن انبياء و پيروان آنها با قوّت و قدرت در جهت تحقّق اهداف، تنها در سایۀ حکومت دینی امکان پذیر است.

 

 دستۀ چهارم؛ آیات تشكیل حكومت دینی توسّط برخی از انبیا:

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: برخی از آیات به تشکیل حکومت دینی توسّط برخی از انبیاء اشاره می ‌کنند؛ مانند:

  1. حکومت دینی حضرت داود:

(یَا دَاوُدُ إِنّا جَعَلْنَاکَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النّاسِ بِالْحَقِّ وَلاتَتَّبِعِ الْهَوَى فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبِیلِ اللهِ إِنَّ الَّذِینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدِیدٌ بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِسَابِ) (ص: 26) [ای داوود! ما تو را خلیفه (و نمایندۀ خود) در زمین قرار دادیم؛ پس در میان مردم به حقّ داوری کن، و از هوای نفس پیروی مکن که تو را از راه خدا منحرف سازد؛ کسانی که از راه خدا گمراه شوند، عذاب شدیدی به خاطر فراموش کردن روز حساب دارند!].

 

نیز: (وَ شَدَدْنَا مُلْكَهُ وَ آتَینَاهُ الْحِكْمَةَ وَ فَصْلَ الْخِطَابِ) (ص: 20) [و حکومت او را استحکام بخشیدیم، (هم) دانش به او دادیم و (هم) داوری عادلانه].

 

2 - حکومت حضرت سلیمان بن داود:

(ارْجِعْ إِلَیهِمْ فَلَنَأْتِیَنَّهُم بِجُنُودٍ لَّا قِبَلَ لَهُم بِهَا وَلَنُخْرِجَنَّهُم مِّنْهَا أَذِلَّةً وَهُمْ صَاغِرُونَ) (نمل: 37) [(سلیمان به فرستادۀ ملكۀ سبا گفت:) به سوی آنان بازگرد (و اعلام کن) با لشکریانی به سراغ آنان می‌آییم که قدرت مقابله با آن را نداشته باشند؛ و آنان را از آن (سرزمین آباد) با ذلّت و خواری بیرون می‌ رانیم!»].

 

  1. حکومت دینی حضرت یوسف:

(قَالَ اجْعَلْنِی عَلَى خَزَآئِنِ الأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ * وَکَذٰلِکَ مَکَّنَّا لِیُوسُفَ فِی الْأَرْضِ یَتَـبَوَّأُ مِنْهَا حَیْثُ یشَاءُ نُصِیبُ بِرَحْمَتِنَا مَنْ نَشَاءُ وَلاَ نُضِیعُ أَجْرَ المُحْسِنِینَ‌) (یوسف: 55 و 56) [(یوسف) گفت: «مرا سرپرست خزائن سرزمین (مصر) قرار ده، که نگهدارنده و آگاهم!» * و این‌گونه ما به یوسف در سرزمین (مصر) قدرت دادیم، که هر جا می‌خواست در آن منزل می‌گزید (و تصرّف می‌کرد)! ما رحمت خود را به هر کس بخواهیم (و شایسته بدانیم) می‌بخشیم؛ و پاداش نیکوکاران را ضایع نمی‌کنیم!].

 

حضرت یوسف در پُست وزارت دارایی توانسته بود بعضی ازمناصب حکومتی را به عهده بگیرد و در حدّ توان خود در راه تحقّق نظریۀ حکومت دینی گام بردارد.

 

  1. حکومت طالوت

طالوت، پیامبر نبوده است، ولی حکومتش را از پیامبر گرفته است؛ آنگاه که گروهی از مردم بنی اسرائیل از پیامبرشان، پس از حضرت موسی، می‌ خواستند که پیامبر پادشاه یا فرمانده تعیین کند: (أَ لَمْ‌ تر إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنِی إِسْرَائِیلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَىٰ إِذْ قَالُوا لِنَبِیٍّ لـَهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللهِ قَالَ هَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ كُتِبَ عَلَیكُمُ الْقِتَالُ أَلَّا تُقَاتِلُوا قَالُوا وَمَا لَنَا أَلَّا نُقَاتِلَ فِی سَبِیلِ اللهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِنْ دِیارِنَا وَأَبْنَائِنَا فَلَمَّا كُتِبَ عَلَیهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْا إِلا قَلِیلًا مِنْهُمْ وَاللهُ عَلِیمٌ بِالظَّالِمِینَ * وَقالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ اللهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طالُوتَ مَلِكاً قالُوا أَنَّى یكُونُ لَهُ المُلْكُ عَلَینا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمالِ قالَ إِنَّ اللهَ اصْطَفاهُ عَلَیكُمْ وَزادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللهُ یُؤْتِی مُلْكَهُ مَنْ یَشَاءُ وَاللهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ‌) (بقره: 246) [آیا ندیدی گروهی از بنی اسرائیل را پس از موسی، که به پیامبر خود گفتند: «زمامدار (و فرماندهی) برای ما انتخاب کن! تا (زیر فرمان او) در راه خدا پیکار کنیم. پیامبر آنها گفت: «شاید اگر دستور پیکار به شما داده شود، (سرپیچی کنید، و) در راه خدا، جهاد و پیکار نکنید!». گفتند: «چگونه ممکن است در راه خدا پیکار نکنیم، در حالی که از خانه‌ ها و فرزندانمان رانده شده ‌ایم، (و شهرهای ما به وسیلۀ دشمن اشغال، و فرزندان ما اسیر شده‌اند)؟!». امّا هنگامی که دستور پیکار به آنها داده شد، جز عدّۀ اندكی از آنان، همه سرپیچی کردند. و خداوند از ستمکاران، آگاه است. * و پیامبرشان به آنها گفت: «خداوند، طالوت را برای زمامداری شما مبعوث (و نصب) کرده است». گفتند: «چگونه او بر ما حکومت کند، با این که ما از او شایسته‌تریم، و او ثروت زیادی ندارد؟!». گفت: «خدا او را بر شما برگزیده، و او را در علم و (قدرت) جسم، وسعت بخشیده است. خداوند، مُلکش را به هر کس بخواهد، می‌ بخشد؛ و احسان خداوند، وسیع است؛ و (از لیاقت افراد برای منصب‌ها) آگاه است»].

 

استاد محمد حسن شفیعی خاطرنشان کرد: از این آیه استفاده می ‌شود:

 یکم-

ارتکاز و باور مردم این بوده که برای تعیین حاکم و فرمانده به پیامبر خود مراجعه می‌کرده‌اند، و دیدشان این نبوده که پیامبران در این خصوص وظیفه ندارند یا بی ‌تفاوتند.

دوّم-

 پیامبر آنها نیز پس از مراجعۀ مردم، برای آنان از جانب خدا، فرمانده تعیین کرد.

سوم-

مؤمنی همچون جناب طالوت نیز در این زمینه بی ‌تفاوت نبود و قدرت را به دست گرفت.

 

نتیجه ‌ای كاربردی؛ شرایط لازم در یك مسؤول و مدير:

این استاد حوزه علمیه قم در این زمینه اضافه نمود: با دقّت در آیات مذکور در دستۀ چهارم، می‌ توان به اوصاف ویژگی‌ های لازم در یک مسؤول پی بُرد. و در زمان ما، مردم باید کسی را که دارای این ویژگی‌ ها هستند، برای منصب ‌های گوناگون برگزینند، و افرادی که این ویژگی‌ ها را ندارند، نیز خودْ نباید آن پُست‌ ها را عهده دار شوند.

 

وی افزود: آن اوصاف و ویژگی ‌ها از این قرارند:

1 - ( فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالحَقِّ): یک مسؤول باید در بین مردم باشد؛ نه این که از آنان فاصله بگیرد (بین الناس)، و باید به حلّ مشکلات آنان بپردازد و به حقّ حکم کند (فاحکم...بالحقّ).

2 - (وَلاتَتَّبِعِ الهَوَى): نباید بر اساس هوای نفس رفتار کند، و در رفتارش خود، خانوادۀ خود، و باند و حزب خود را در نظر داشته باشد، بلکه باید خواستۀ خدا و مصلحت مردم را در نظر بگیرد.

3 - (وَآتَیْنَاهُ الْحِكْمَةَ): یك مسؤول باید حكیم باشد.

4 - (وَفَصْلَ الْخِطَابِ): نه تنها نباید سخنان اختلاف انگیز بگوید و کارهای تفرقه افکن انجام دهد، بلکه باید فصل الخطاب باشد و اختلافات و سلایق گوناگون را با حکمت حلّ و فصل کند.

5 - (أَذِلَّةً وَهُمْ صَاغِرُونَ): باید در برابر دشمنان با عزّت و صلابت سخن بگوید و رفتار نماید.

6 - (إِنِّی حَفِیظٌ): باید امین و نگهدارندۀ بیت المال باشد.

7 - (إِنِّی ... عَلِیمٌ) و (بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ): باید دانش لازم را داشته باشد، بلکه دارای وسعت علم و دانش سرشار باشد.

8 - (بَسْطَةً فِی ... الْجِسْمِ): باید توانایی جسمی لازم برای انجام کار را داشته باشد، نه این مثلاً بیمار یا فرتوت باشد و توانایی جسمی لازم را نداشته باشد و در عین حال یک یا چند مسؤولیّت را بپذیرد!

قسمت دوم بحث امامت و ولایت استاد شفیعی: https://www.neshasteasatid.com/node/5304

 

/270/260/20/

 

 

 

ي, 08/25/1399 - 11:00